دوست داشتن یا عشق

قاصدک رو دوست دارم به این امید که قاصدک خوش خبری داشته باشم یا اینکه قاصدک خوش خبری باشم

یاد دارم روز هایی که نزدیک ترین دوستانم

از عشق برایم درد دل می کردن و من

می خندیدم و به آرامش دعوتشان می کردم

غافل از اینکه روزگار خودم را در چنین دامی می افکند

من بسیار ساده پذیرفتم عشق را

و

بسیار ساده تر پذیرفتم جدایی را

اگر عشق را تجربه نکنی

خیلی بهتر از آن است که

تلخی جدایی را تجربه کنی

 

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 18:33 توسط لاله|

روزی خواهد آمد که دردم را بفهمی

روزی که دیگر هیچ دردی را نمی فهمم

روزی که با تنی بی دل به جنگ فردا رفته ام

روزی که مبادا کسی دیگر باز بازی تو را آرد

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 18:28 توسط لاله|

با اونهایی هستم که عشق رو نگه نمی دارن

با مشت و لگد و هر جور زور دارن می افتن به جون عشق و عشقشون

بخدا از ته دل دارم میگم

اون کار هایی رو که کردن که عشقتون رفت با کس دیگه که میاد جاش نکنید

اون رو نگه دارید

خودتون و وجدانتون می دانید چه کردید که همه چی رو تموم کرده

با کس دیگه نکنید این کارها رو نشکنید دل رو نکشید روح رو

از تجربات درس بگیرید که هم شما عشق خوبی رو شروع کنید

و

هم دیگری بتواند یه عشق خوب رو شروع کنه

این به هر دو طرف کمک میکنه

من از تجربیات و حس درونیم گفتم

ولی هر کس صلاح خودش رو خودش میدونه

 

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 9:53 توسط لاله|

عشق نمی تواند وجود داشته باشد

مگر یک عشق واقعی باشد

اگر عشقی بین دو انسان وجود داشته باشد

100 درصد گذشت از ارکان اصلی آن است

نه اینکه یک طرف اونقدر گذشت کند که لبریز شود

اگر کسی عاشق باشد چشمش فقط عشقش رو می بینه

حالا اگر هم فقط او را نبیند حداقل می تواند او را ندید نگیرید

و گرنه عشقی وجود ندارد فقط زبون بازی ست

اگر فکر میکنید که عاشق بوده اید ببیند برای عشقتان چه کرده اید

و او برای شما چه کرده است

اگر دید هیچ کاری نکرده اید پس بدانید که

آن هوس است نه عشق

هر کسی هم می تواند جای هوس شما را بگیرد

مشکلی نیست حل می شود

اگر روزی همه چی را گذاشتید و رفتید

و

به شما گفته شد

جای تو یکی دیگه هست میاد اتفاقی نیافتاده

سریعتر بروید قدمهایتان را تند تر بردارید و بدانید

که جای کسی را تنگ کرده ای برو و جای کسی را نگیر

تا کسی هم با تو چنین نکند جایت را تنگ نکند

اگر عاشق نشدی هیچ وقت کسی را عاشق نکن

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 13:56 توسط لاله|

وقتی همه چی خوب پیش می رفت

می گفتم خدا می خواد انگار قسمت همینه

ولی غافل از اینکه قسمت اینه که دل بدهی

و در بین راه وا بمونی تو بری و دیگران 

به عشقت

به روحت

به خیالاتت

به تصوراتت

از عشق از عشقی دیوانه وار بخندند

با خودمم

آهای یارو چقدر دیوانه ای

عشق که اینجوری نیست

دل بدهی و وفادار بمونی

انتظار عکس العمل عشق رو داشته باشی

عاشق بمونی

دلت رو هر روز بیشتر از روز قبل

به دلداده ات ببازی

نه اینجوری نیست

سر کاری

عشق یعنی سرکار موندن

تو دل بدهی و . . .

عاقل باشید نه عاشق

اینو از یه بازنده بپذیرید

جز نامردی از زن و مرد چیزی ندیدم

الهی که هیچ کس این چیزهایی رو که من تجربه کردم تجربه نکنه

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 11:27 توسط لاله|

سپاس خدایی را که هر خواسته ایم داده

هر چند در نظر ما آنچان است که بیش از این

بیش از این هم داده است ما بیش از این

تا کجا چنین شتابان کمی

صبر کنید

بیاندیشید

شکر کنید

دوباره شروع کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393ساعت 20:43 توسط لاله|

آیا از تهرانی بودن خسته شده اید ؟

آیا از اصفهانی بودن رنج می برید ؟

آیا از شیرازی بودن بیچاره شده اید ؟

آیا از زاهدانی بودن معتاد شده اید ؟

آیا بخاطر اینکه اهل خوزستان نیستید احساس حقارت می کنید !!!!!!؟؟؟؟

والا بد دردیه نه تنها شما بلکه نصف بیشتر دنیا مشکل شما رو دارن . . .

میدونم درد بی درمونه

باش بسازید

دیگه کاریش نمیشه کرد

سلامتی همه خوزستانی ها . . .

سعدی می فرماید  :

گر چه بنی آدم اعضای یکدیگرند          ولی بچه های خوزستان چیز دیگرند !!!

 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 13:23 توسط لاله|

سلام دوستان خیلی وقت بود که به وبلاگم سر نزده بودم

البته تنبلی از من بوده بود

خوب حالا که اومدم

اسم این مطلب رو گذاشتم خدایا


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هفتم خرداد 1393ساعت 12:24 توسط لاله|

اين زندگي زيباست

ولي چه قدرتي دارن اين بندگان خدا

كه توي كار خدا دست مي برند

زيبايي ها رو تبديل به زشتي

خوبي ها رو تبديل به بدي

دل ها رو تبديل به سنگ

چشم ها رو تبديل به كاسه خون

دست ها رو تبديل به شلاق

پا ها رو تبديل به چماق

زبان ها رو تبديل به نيش

و خلاصه بگم

عجب قدرتي دارن اين بندگان خدا

در عجبم

من كدومش رو انتخاب كنم

كه بتونه امنيت برام بياره

سادگي

رو راستي

خوبي

هيچ سوغات خوبي نيست

خواستين بيارين يه دونه از اون خوب هاش بيارين

كه از صبح تا شب همه آدما تمرينش ميكنن

كه رتبه شان اول بشه

راستي اگه هر كدومش رو آوردين دستور العملش هم همراهش بيارين


نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 20:2 توسط لاله|

اين ترانه رو در دوران كودكي خيلي خيلي زمزمه مي كرديم


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت 13:38 توسط لاله|


آخرين مطالب
» یاد
» فردا
» زخم
» عشق
» خواب
» سپاس
» شرمنده همه تون هستم ولی . . .
» خدایا
» زيباست
» آشناست
Design By : Pars Skin